“اگر به سانفرانسیسکو میروید حتما به موی خود گل بزنید.” این آهنگ که توسط جان فیلیپس (John Phillips) نوشته و توسط اسکات مکنزی (Scott McKenzie) اجرا شده است، به عنوان سمبلی از شهر سان فرانسیسکو در دهه 1960 شناخته می شود. علاوه بر این، به علت محبوبیت زیاد و ماهیت صلح آمیز، این آهنگ به سرود ملی دوره هیپی ها مبدل گشت. مدت ویدیو (2:56)
Acker Bilk، متولد سال 1929 در انگلستان، به عنوان استاد بزرگ ساز کلارنیت (clarniet) شناخته میشود. او قطعه زیبای Stranger on the Shore را در سال 1961 برای دخترش Jenny ساخته است. این قطعه توسط تعداد زیادی از نوازندگان جاز، از جمله Andy Williams و Kenny G، و با سازهای دیگر، مثل ساکسیفون، اجرای مجدد شده است. ویدیوی زیر اجرای زیبایی است از این قطعه توسط خالق آن Acker Bilk در سال 1988. (مدت ویدیو 2:50)
اگر در 1 ماه گذشته شبکه های خبری مطرح آمریکایی، کانادایی، و اروپایی را تماشا کرده باشید، حتما متوجه موضع گیری همسوی آنها در حمایت از جدایی طلبان تبت و سرکرده آنها “دالای لاما” شده اید. این ویدیو که توسط شخصی آماتور ساخته شده است، با ارایه برخی حقایق تاریخی سعی بر روشنگری افکار عمومی در این زمینه را دارد و پاسخی است به موضع گیری غربیان.
پ. ن: این ویدیو پس از گذشت حدود 2 هفته از انتشار آن در سایت یوتیوب، بیش از 2 میلیون بازدیدکننده داشته است، که در نوع خود رقم قابل توجهی است.
داستان آزمایش زیر رو در یک سایت مربوط به نیروی دریایی آمریکا خوندم. لینک اصلی. به نظرم خیلی جالب اومد و من رو یاد خیلی از واقعیتهای جامعه امروز انسانی انداخت. در ادامه ترجمه مفهومی این متن رو می تونین بخونین.
قضیه مربوط به آزمایشی است که روی 5 میمون انجام داده اند. این 5 میمون رو در قفسی قرار دادند که از سقفش یک موز با طناب آویزان شده بود و زیر اون یک پلکان قرار داده بودند. سپس این میمون ها رو زیر نظر داشتن و به محض اینکه یکیشون به سمت پلکان می رفت که بره بالا و موز رو بگیره، آزمایشگرها روی بقیه میمونها آب سرد می ریختند. بدین ترتیب پس از مدت کوتاهی هر وقت یکی از میمونها به طرف پلکان می رفت بقیه میمونها از ترس خیس شدن با زور جلوش رو می گرفتند. با این توصیف پس از مدتی دیگه برای ممانعت از خورده شدن موز نیازی به پاشیدن آب سرد نبود و میمونها خودشون جلوی هم رو می گرفتند. پس از این، آزمایشگرها یکی از 5 میمون اولیه رو با یک میمون جدید جایگزین می کنند. میمون جدید که از همه جا بی خبره طبیعتا به سمت پلکان میره تا موز رو بگیره، اما در کمال حیرت با برخورد شدید و خشن میمونهای دیگر مواجه میشه. بعد از چند بار امتحان کردن متوجه میشه که نزدیک شدن به پلکان موجب حمله اطرافیان میشه. سپس آزمایشگرها بار دیگر میمون دیگری از 4 میمون اولیه را با میمون جدیدی جایگزین می کنند. میمون تازه وارد مجددا به مجرد نزدیک شدن به پلکان با حمله سایرین، از جمله میمون تازه وارد قبلی (که اصلا طعم آب سرد رو نچشیده) مواجه میشه! بدین ترتیب آزمایشگرها میمونهای اولیه رو دونه دونه جایگزین می کنند تا در نهایت 5 میمون جدید که هیچوقت آبی به آنها پاشیده نشده در قفس باقی میمانند. نکته جالب توجه این بود که کماکان هر کدام از این میمونها که به پلکان نزدیک بشه مورد تهاجم بقیه قرار می گیره، و نکته قابل تامل اینه که هیچ کدام از این میمونها دلیل واقعی این تهاجم و ممنوعیت نزدیکی به پلکان را نمی دانند! اما با این حال از رفتارشان دست بر نمی دارند. و بدین ترتیب به تدریج دیگر هیچ میمونی برای رسین به موز تلاش نمی کند.
راستش قبولش برای من سخت و تلخه، ولی فکر می کنم که این قضیه به صورتهای مختلف در جامعه خودمون عینیت داره.
با سلام خدمت دوستان بالاترینی، عرض شود که من به تازگی به عنوان یک کاربر عضو خانواده بالاترین شده ام، هرچند که چند ماهی میشه که به صورت guest تقریباً هر روز از این سایت و لینکهاش بازدید میکردم و حتی نظرات لینکها رو به دقت پیگیری میکردم، البته بدون اینکه بتونم رای یا نظری بدم. به هر حال، مقدمه چینی رو کوتاه کنم، در طول این مدت تا حدودی با نوع برخورد کاربران نسبت به هم و واکنش به لینکها وبه عبارت کلی با “فرهنگ بالاترین” آشنا شدم. همچنین در این مدت یک روندی رو در بالاترین و رفتار کاربران حس کردم که متاسفانه باعث شد که احساس و دیدم به بالاترین نسبت به روز اول کمی تلخ تر و گرفته تر باشه. و حدس میزنم که تعداد کاربرانی که همچین حسی داشته باشند کم نباشه. به هر حال، چیزی که واضحه اینه که بالاترین، مثل هر اجتماع یا سیستم اجتماعی دیگه، درگیریک سری مشکلات و معضلاته و مجددا مثل هر سیستمی جای ارتقا و بهبود داره. در اینجا قصد دارم بخشی از آنچه که در این زمینه به نظر من آمده و امیدوارم خیلی تکراری نباشه رو بنویسم و پیشنهادهایی رو مطرح کنم که مخاطبش هم کاربران و هم مدیران بالاترینه.
یکی ازبزرگترین مسائلی که من در بالاترین شاهدش بودم همواره این بوده که افراد به صورت subjective نسبت به لینکها برخورد میکنند، که این خودش منشا بسیاری از درگیریها بوده. این عمل یک ریشه فرهنگی داره که به نظر من بهترین راه حلش آموزش و مطالعه مناسبه که البته بحثش از چارچوب این نوشته خارجه. ریشه دیگه اون بر میگرده به مشکلاتی در سیستم بالاترین.
یکی از این مشکلات امکان دادن رای “منفی وقت تلف کنی“ه که خودش سمبل یک نظر subjective ه. چرا که به هیچ صورت شما نمی تونین به یک لینک برچسب وقت تلف کنی بزنین وسندی برای اون ارائه کنین، چرا که حداقل برای فرستنده لینک حقیقت اینطور نیست. در نتیجه دادن همچین منفی ای مستقیما روی “شخص” نویسنده اثر منفی میذاره و راهی میشه برای غرض ورزی شخصی. اگه هم کمی دقت کنین سایر انواع منفی تا حد خوبی objective و قابل استناد هستند. لذا فکر میکنم اگر تمام انواع منفی تا حد ممکن قابل استناد باشند بهتره.
مساله دوم هم در همین زمینه رای دادنه. فکر میکنم بدیهی باشه که وقتی که مجری و ناظر رای گیری (برنامه بالاترین) مورد اعتماد رای دهنده ها باشه رای گیری به صورت بی نام نظر واقعی افراد رو دقیقتر منعکس میکنه. چرا که طبیعتا افراد ممکنه به خاطر رودرواسی، بدنام نشدن، همرنگ بقیه بودن، و غیره نتونن رای واقعیشونو بدن. به همین دلیل فکر میکنم که اگه حداقل امکان دادن رای بی نام وجود داشته باشه تا افراد در صورت تمایل ازش استفاده کنن خوب باشه. در این صورت با مخفی موندن نام فرد منفی دهنده مشکل رای منفی تلافی جویانه هم تا حدی رفع میشه وخلاصه خصومت شخصی سر رایی که به لینک داده شده ایجاد نمیشه.
مسئله بعدی رو هم با یه مثال معروف عنوان میکنم. حتماً شنیدین یا میتونین تصور کنین که وقتی یک نوشته یا نقاشی یا هر اثر دیگه ای رو به عنوان اثر یک آدم نامی معرفی کنین اکثرا به به و چه چه میکنن و کلی از اثر تعریف میکنن. در حالی که اگه به نام شخصی گمنام ارائه بشه شاید بعضی اصلاً نگاهش هم نکنند و یا کلی ایراد ازش بگیرند. در بالاترین هم قصه کمابیش همینطوره. به نظر من میشه این مشکل رو با مخفی نگه داشتن نام فرستنده لینک قبل از داغ شدن (منظور نام فرد به عنوان اولین رای دهنده در صفحه لینکه) تا حدی مرتفع کرد.
خوب من فعلاً به همینا بسنده می کنم. بحث در این زمینه زیاده و وقت کوتاه. خوشحال میشم که نظر شما رو در این زمینه بشنوم. در ضمن پیشنهاد میکنم یک بخش مجزا برای بحث در مورد مشکلات بالاترین ایجاد بشه و یا همه مطالب در این زمینه از یک برچسب واحد استفاده کنن (من “مشکلات بالاترین” رو پیشنهاد میکنم) که حتی المقدور از بحثهای تکراری جلوگیری بشه.
در پایان امیدوارم که با همفکری محیط بهتری دور هم داشته باشیم. ممنون از وقت و توجه شما.